بنام یگانه حامی پرستوهای بی آشیانه تقدیم
به چشمهایی که در راه ماندند و
دلهایی که آنها را راندند ، تقدیم به
اشکهایی که غرورشان شکست و عهدهایی
که کسی آنها را نبست . زندگی شیبی است
، عشق سیبی است و وای بر
حال آنکه در عشق پایبند نظم و ترتیبی است ، و اما
تو ... قرار نبود ان وقتهای تو
جایشان را با این وقتهای من عوض کنند .
قرار نبود عشق هم مثل گیلاس ،
بوسه ، عیدی و تعطیلات تابستان اولش قشنگ
باشد . قرار نیبود کسی سختش
باشد بگوید دوستت دارم . قرار نبود کسی به
هوای نشکستن دل دیگری بماند .
قرار بود هرکس به هوای نشکستن دل خودش بماند
. قرار نبود هرچه قرار نیست
باشد . قرار تنها بر بی قراری بود و بس . گمان
نمی کنم گناه من سنگین تر از
نگاه تو باشد ، اما یقین دارم که کودک دلت
کمتر از پیش بهانه ی لالایی های
شعر گونه ام را می گیرد ، مهم نیست فقط یک
چیز یاد همه بماند . اگر اتفاقی
که نباید بیفتد افتاد ، تنها برایت می
نویسم : خودت خواستی تقصیر من نبود . زیر
سایه ی امن ترین سایبان هستی
دلواپس دلواپسی های یکدیگر باشیم .
:: بازدید از این مطلب : 699
|
امتیاز مطلب : 100
|
تعداد امتیازدهندگان : 34
|
مجموع امتیاز : 34